سرباز پارسی

.:هوایی - زمینی - دریایی -تحلیلی:.

 
عملیات طوفان صحرا
نویسنده : سینا سازمند - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

آماری از جنگ سال 1991 (خلیج فارس)
16 ژانویه تا 3 مارس 1991
منبع: http://www.geocities.com/Pentagon
این عین ترجمه‏ی مطلبی است در مورد جنگ خلیج‏فارس از قول یک خبرنگار نظامی آمریکا.

دلیل اشغال کویت توسط عراق به زمان قبل یعنی جنگ ایران و عراق باز می‏گردد. عربستان سعودی و کویت منابع مالی عراق در جنگ با ایران را تامین کردند. پس از اتمام جنگ، عراق با انبوهی از بدهی باقی ماند که از پس دادن آن خودداری می‏ورزید. صدام کویت را متهم به پائین آوردن قیمت نفت و برداشت بی‏وریه‏ی نفت از منطقه‏ی بی‏طرف کرد. لشگر عراق در نزدیکی مرز کویت مجهز و آماده‏ی نبرد شد و وضع هر لحظه وخیم‏تر می‏شد. صدام در تاریخ 2 آگوست 1990 دستور تهاجم به کویت و عبور از مرز را صادر کرد.
(در آن زمان) عراق چهارمین ارتش بزرگ دنیا را داشت و به راحتی می‏توانست هرگونه مقاومتی را در کویت درهم بشکند. صدام (ظرف 5 ساعت) کویت را اشغال کرد و آن را یکی از استانهای عراق نامید.
سازمان ملل متحد این تهاجم و اشغال را محکوم کرد. صدام اشتباه دیگری نیز مرتکب شد: وی سپاه عراق را به نزدیکی مرز عربستان گسیل داشت. شاه فهد (پادشاه وقت عربستان) از ترس صدام، نیروهای نظامی آمریکایی را به کشورش دعوت کرد. صدام که از حمایت های بی
دریغ آمریکا در زمان جنگ با ایران بهره‏مند شده بود این بار نیز خیال می‏کرد آمریکا خود را گرفتار اشغال کویت نخواهد کرد.
نقشه ی جنگ: http://www.rand.org/multi/gulfwar/images/summarylarge.jpg
(48 ساعت قبل از حمله به کویت، صدام این موضوع را به اطلاع سفیر آمریکا در بغداد رسانده بود و خانم سفیر اظهار داشته بود که آمریکا در مناقشات منطقه
ای دخالت نخواهد کرد!)
صدام به طرز اغراق آمیز از کیسه‏های جسدی سخن می‏گفت که به منزلشان باز می‏گردند و مدام از ایجاد ویتنامی دیگر برای نیروهای آمریکایی سخن می‏گفت.
در این میان آمریکا مشغول ایجاد ائتلاف جهانی برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت بود. آمریکا از اینکه حتا سوریه و افغانستان هم به این ائتلاف پیوسته بودند شگفت زده شده بود.
روز 15 ژانویه ی 1991 قطعنامه ی شماره ی 678 ، آخرین فرصت برای عراق، جهت عقب نشینی، از طرف سازمان ملل ارائه شد. تنها چند ساعت بعد نیروهای ائتلاف، جنگ را آغاز و کویت را آزاد کردند.

نیروهای عراقی
سرفرماندهی: صدام حسین
ارتش عراق:
5500 دستگاه تانک؛ شامل: 1600 دستگاه
T-55 ، 500 دستگاه خودرو زرهی نوع 59، 900 دستگاه خودرو زرهی نوع62، 1500 دستگاه T-62 ، 1000 دستگاه T-72 ، 1000 دستگاه نفربر زرهی، 1100 دستگاه خودرو شناسایی (نظیر جیپ)، 6000 دستگاه خودرو زرهی سبک، 2800 عراده توپ سنگین، 500 عراده توپ خودکششی، 200 دستگاه موشک انداز کاتیوشا.

نیروی هوایی عراق:
بمب افکن: 24 فروند سوخوی24، 8 فروند توپالف22، 8 فروند توپالف16، 4 فروند
H-6
شکاری‏بمب‏افکن:
70 فروند میگ 23
64 فروند میراژ
F-1
45 فروند سوخوی 20
30 فروند سوخوی 25
شکاری رهگیر:
40 فروند
J-6
150 فروند میگ 21
40 فروند میراژ
F-1
10 فروند میگ 25
24 فروند میگ 29
60 فروند هواپیمای ترابری (نظیر ایلوشین 76)
600 آشیانه‏ی ضد بمب هواپیما

نیروی دفاع هوایی عراق:
160 لانچر موشک سام2
140 لانچر موشک سام3
100 لانچر موشک رولند
300 لانچر موشک سام6 و سام8
10000 دستگاه آتشبار ضدهوایی

عراق (در آن زمان) چهارمین ارتش و نیروی هوایی بزرگ دنیا را داشت. نیروهای نظامی عراق کارآزموده بودند و تجربیات فراوانی از جنگ با ایران داشتند. بهترین نیروهای عراق، گارد ریاست جمهوری صدام بودند. آنها بهترین تجهیزات نظامی را داشتند، کاملترین آموزشها را دیده بودند و بالاترین میزان وفاداری به صدام را داشتند. تنها نقطة ضعف عراق، یک نیروی دریایی قوی بود. نیروی دریایی عراق در جنگ با نیروی دریایی قدرتمند ایران، در همان اوایل جنگ (با ایران)، به طور کامل نابود شده بود. صدام می‏دانست که بهترین تجهیزات نظامی‏اش، تانک‏ها و توپخانه‏های سنگین‏اش هستند. نیروی هوایی عراق شامل جدیدترین جنگنده‏های روسی به همراه خلبانانی بود که به وسیله‏ی روس‏ها آموزش دیده بودند. این بود که صدام خیال می‏کرد برتری بالایی نسبت به نیروهای نظامی آمریکایی دارد. صدام بر این باور بود که افکار عمومی (آمریکا) از جنگی پشتیبانی نمی‏کنند که امکان تبدیل آن به ویتنامی دیگر برای ایالات متحده باشد.

نیروهای نظامی ائتلاف
سرفرماندهی: ژنرال نورمن شوارتسکوف
کشورهای شرکت کننده به ترتیب الفبای زبان انگلیسی:
افغانستان: 300 سرباز
استرالیا: 4 ناو جنگی
بحرین: 36 هواپیمای جنگنده
بنگلادش: 6000 سرباز
بلژیک: 18 هواپیمای جنگنده
کانادا: 4500 سرباز، 36 هواپیمای جنگنده، 3 ناو جنگی
دانمارک: 1 ناو جنگی
مصر: 40000 سرباز
فرانسه: 18000 سرباز، 160 هواپیمای جنگنده، 120 هلیکوپتر، 12 ناو جنگی، 40 تانک، 110 نفربر و خودروی زرهی
آلمان: 18 هواپیمای جنگنده و 7 ناو جنگی
یونان: یک ناو جنگی
ایتالیا: 18 هواپیمای جنگنده و 7 ناو جنگی
کویت: 11000 سرباز و 3 شناور نظامی
هلند: 2 ناو جنگی
نیجریه: 500 سرباز
نروژ: یک ناو جنگی
عمان: 25500 سرباز، 63 هواپیمای جنگنده و 4 شناور نظامی
قطر: 12 هواپیمای جنگنده
پرتغال: 1 ناو جنگی
عربستان سعودی: 118000 سرباز، 180 هواپیمای جنگنده (
F-5E و F-15C/D)
اسپانیا: 3 ناو جنگی
سوریه: 17000 سرباز و 300 تانک
T-72
ترکیه: 150000 سرباز، 60 هواپیمای جنگنده و 2 ناو جنگی
امارات متحده عربی: 40000 سرباز، 80 هواپیمای جنگنده و 200 دستگاه تانک
انگلستان: 43000 سرباز، 120 هواپیمای جنگنده، 26 ناو جنگی، 168 دستگاه تانک چیفتن، 632 دستگاه نفربر زرهی
ایالات متحده آمریکا: 540000 سرباز، 1800 هواپیما (جنگنده، بمب‏افکن، ترابری و تانکر)، 1700 هلیکوپتر، 160 شناور نظامی (هواپیمابر، ناو جنگی، مین‏روب، نیروبر)، 3000 دستگاه تانک، 3000 نفربر و خودروی زرهی

عامل اصلی پیروزی (نیروهای ائتلاف) در جنگ خلیج‏فارس، سرعت عمل نیروهای آمریکایی بود. این یک پیروزی بزرگ بود که تا قبل از آن هرگز دیده نشده بود. آمریکا طی مدت کوتاهی، این حجم عظیم از نیروهایش را در عربستان گردآورد و سازماندهی نمود. ائتلاف از 37 کشور سامان‏دهی شده بود. (همه‏ی این کشورها حضور نظامی نداشتند) هر کشور در قسمت کوچکی از نبرد به رهبری آمریکا، نیروهایش را شرکت داد. ولی نیروهای نظامی بریتانیا و فرانسه، نقش کلیدی در جنگ داشتند. این حقیقتی بود که صدام اصلن انتظارش را نداشت. (صدام) هیچ پشتیبان نظامی نداشت. تنها اردن و یاسر عرفات حامی صدام بودند. روسیه تنها به عراق پیشنهاد کرده بود که از کویت خارج شود و هیچ کمکی به نیروهای ائتلاف نکرده بود.

تلفات و خسارات نیروهای عراقی:
حدود 30000 سرباز کشته شدند.
3847 دستگاه تانک، 2917 عراده توپ، 1450 دستگاه خودرو و نفربر زرهی، 141 فروند هواپیما بر روی باند و 43 فروند طی نبرد هوایی از بین رفت.
با اولین تهاجم هوایی (به وسیله بمب‏افکن‏های
F-117 و B-1)، نیروهای ائتلاف، ابتکار عمل را بدست گرفتند. در روزهای بعد، نیروهای ائتلاف از قدرت مطلق برتری هوایی خود بر عراق، نهایت استفاده را بردند. عراق، صدها پناهگاه زیرزمینی مجهز و ضدبمب برای هواپیماهای جنگی‏اش ساخته بود، ولی این پناهگاهها به راحتی با بمبهای هوشمند استحکام‏شکن از بین رفتند و بنابراین هیچ مکانی برای مخفی کردن هواپیماهای عراقی، باقی نماند. این شد که صدام هواپیماهایش را به ایران فرستاد. تا اتمام جنگ، حدود 150 فروند هواپیمای عراقی به ایران پرواز کردند. ایران این هواپیماها به عنوان خسارت جنگی برای خود نگه داشت.
رادارها و ادوات ارتباطی عراق در جنگ از بین رفت و ارتش عراق زمین‏گیر شد. قبل از آغاز جنگ زمینی، حدود 70% قدرت نیروهای نظامی عراق به واسطة بمباران هوایی از بین رفته بود.
میزان خسارات (عراق) بسیار عظیم بود، هزاران عراقی کشته شدند و روحیه‏ی آنهایی که مانده بودند بسیار ضعیف گشته بود. 
عراقی‏ها خسارات زیادی دیدند و هرچه که داشتند برجای گذاشتند. (نظیر هلیکوپتر، انواع خودروی نظامی و . . . )
65000 عراقی به وسیله‏ی آمریکایی‏ها و 20000 تن دیگر به وسیله‏ی سایر متحدانش به اسارت درآمدند. حداقل 30000 و حداکثر 100000 نفر از عراقی‏ها کشته شدند. هرچند که رقم 100000 نفر به واقعیت بسیار نزدیکتر است. آنچه که این کار را سخت می‏کند، آمار دقیق سربازانی است که درون سنگرهایشان کشته شدند و توسط سربازان دیگر دفن شدند.
بزرگترین شکست نیروهای عراقی هنگام عقب نشینی آنان از کویت رخ داد. این واقعه به نام بزرگراهی به جهنم شناخته شد. راه عقب‏نشینی نیروهای عراقی در شمال، جنوب و غرب بسته شده بود. آنها هیچ گزینه‏ای (برای عقب‏
نشینی و حفظ جانشان) نداشتند، آنها می‏توانستند تنها به طرف ایران بروند. نیروهای ائتلاف جهت پاکسازی باقی‏مانده‏ی نیروهای عراقی، از بمب‏افکن‏های سنگین B-52 به همراه ستونهای عظیمی از بمب‏ها استفاده کردند.
تصویری از بمب افکن توپالف22 عراقی، که توسط آمریکا بمباران و نابود شده است:
http://www.acig.org/artman/uploads/iraf_tu-22u_destroyed_at_al-taqaddum_rear_view.jpg

تلفات و خسارت نیروهای ائتلاف:
148 نفر کشته، 458 نفر مفقود، (207 نفر به طور اشتباه و به وسیله‏ی آتش نیروهای خودی)
4 دستگاه تانک
M1 آبرامز (همگی به علت شلیک اشتباه نیروهای خودی)
9 دستگاه نفربر زرهی
17 فروند هلیکوپتر جنگی
44 جنگنده با آتش زمینی (23 فروند از آمریکا)
1 جنگنده
F-18 طی نبرد هوایی 

تلفات نیروهای ائتلاف کمتر از پیش‏بینی 10 تا 15 هزارنفری قبل از جنگ بود. فرماندهی (بی‏نقص) ژنرال شوارتسکوف، هرگونه شک و تردید را از بین برد. این جنگ بهتر از این زمان نمی‏توانست اتفاق بیفتد، زیرا بودجه‏ی نظامی بسیار زیادی در زمان ریاست جمهوری ریگان هزینه شده بود. پس از جنگ ویتنام، اصلاحات بسیار در ساختار نیروهای نظامی (آمریکا) صورت گرفته بود که نتیجه‏ی آن بسیار رضایت‏بخش بود. این اولین باری که نیروهای نظامی داوطلب عملیات (در آن) بودند، افسران آموزشهای بهتری دیده بودند و برعکس جنگ ویتنام، فرماندهان بر جنگ احاطه‏ی کامل داشتند.

نتیجه‏ی نهایی
پنتاگون، قدرت نیروهای نظامی عراق را بیش از حد، بزرگ تصور کرده بود. در ابتدا آنها بر این باور بودند که عراق حدود 550 هزار نفر نیروی نظامی در کویت و اطراف آن مستقر کرده است. ولی کمی بعد تعداد 300 هزار نفر تایید شد. تهاجم عراق به کویت با حدود 120 هزار نفر سرباز، 300 تانک آغاز شده بود. کویت تنها 15000 نفر نیروی آماده برای مقابله‏ی فوری با عراق داشت که آنها نیز در زمان کوتاهی شکست خورده بودند. تنها نقطة روشن کویت، دفاع هوایی آنها بود. دفاع هوایی کویت که با موشکهای
Mim-23 (هاوک) آمریکایی مجهز بود، توانسته بود در روز اول تهاجم عراق (2 آگوست1990) 22 جنگنده و یک هلیکوپتر جنگی عراقی را سرنگون سازد.
نیروهای ائتلاف صفحه‏ی جدیدی از جنگ را باز کردند که (آن) حمله به وسیله‏ی موشکهای تام‏هاوک (کروز) به مراکز مهم بغداد بود. هلیکوپترهای
AH-64 (آپاچی) و جنگنده‏های ضربتی، رادارها و دفاع هوایی عراق را هدف قرار دادند. برتری هوایی ائتلاف و تحریم‏های اعمال شده (بین زمان اشغال کویت تا شروع جنگ)، تلفات و خسارات بسیاری بر سازمان نیروهای نظامی عراق وارد کرده بود. به طور کلی، عملیات نظامی هوایی ائتلاف، جمعن به تعداد 109876 سورتی پرواز در طول 43 روز جنگ بود. (حدود 2555 سورتی در روز) به همراه این این پروازهای جنگی، بیش از 27000 مقر نظامی عراق شامل موشکهای اسکاد، فرودگاه، ادوات دفاع هوایی، نیروگاههای برق، کارخانجات تولید مواد شیمایی و میکروبی، مراکز فرماندهی، مراکز اطلاعاتی، خطوط ارتباطی، محل تجمع نیروها و پالایشگاهها مورد هدف قرار گرفت. پس از پایان این عملیات، نیروهای پیاده نظام به کویت وارد شدند و کار پاکسازی کویت از نیروهای عراقی انجام پذیرفت. 
جنگنده‏ی F-117 (نایتهاوک= پرنده‏ی شکاری شب) برای اولین بار در این جنگ مورد استفاده قرار گرفت. (هرچند گفته می‏شود که در جنگ علیه پاناما نیز عملیاتی بوده است) 

اف16 (فالکون= شاهین)، ای10 (وارتهاگ = گراز زگیل دار) و هلیکوپتر AH-64 (آپاچی) بهترین عملیاتهای تاریخ‏اشان را با منهدم کردن هزاران دستگاه از ادوات زمینی و سایر اهداف به انجام رساندند.
جنگنده‏های
F-15C تعداد قابل توجهی از میگ‏های 29 را به راحتی سرنگون ساختند و عنوان خود را (در آن زمان) به نام بهترین جنگنده در جهان, با انجام 100 عملیات موفقیت آمیز و بدون تلفات، حفظ کردند.
نقطه ی درخشان دیگر در جنگ، برخورد یک لشگر گارد ریاست جمهوری (صدام) با یگانهای نیروی دریایی (آمریکا) بود. برای اولین بار در جهان، تانکهاهای
M1 (آبرامز) در مقابل تانکهای T-72 صف آرایی کردند. پس از فروکش کردن یک نبرد سنگین، 200 تانک T-72 و 1 تانک M1 منهدم شده بودند!
هنگامی که صدام دریافت هیچگونه شانسی برای پیروزی ندارد سعی کرد در بین نیروهای انتلاف اختلاف ایجاد کند. وی موشکهای اسکاد را به سمت اسرائیل و ریاض (عربستان سعودی) شلیک کرد. وی امیدوار بود که با پیوستن اسرائیل به صف نیروهای ائتلاف، شکافی را در بین کشورهای عرب ائتلاف ایجاد کند، زیرا که بسیاری از آنها، اسرائیل را به رسمت نمی‏شناختند. اسرائیل موشکهای هسته‏ای خود را برای پاسخ‏دهی به عراق، آماده‏
ی شلیک کرد، زیرا بنا به مشاهدات ماهواره‏های جاسوسی، اطلاعات مهمی از آماده‏سازی موشکهای عراق با گازهای شیمیایی دیده شده بود.
ژنرال شوارتسکوف شماری از بهترین نیروهای تکاور آمریکایی را به همراه تکاوران بریتانیایی به منظور شناسایی و نابودی محل و پایگاههای موشکهای اسکاد، مامور کرد.
اما مهمترین دلیلی که باعث شد اسرائیل در جنگ خویشتن‏داری نشان دهد، ارسال موشکهای
Mim-104 (پاتریوت) به اسرائیل بود. پاتریوتها 60% اسکادها را در عربستان سعودی و 40% را در اسرائیل ساقط کردند، هرچند باقی‏مانده‏ی اسکادهای ساقط شده باعث ایجاد خرابی و کشتار گشتند و این دلیلی است که باعث میشود نتوان این موشک را به عنوان یک ساقط کننده‏ی موفق اسکاد به شمار آورد. 
 


 
comment نظرات ()
 
 
استراتژى و تاکتیک نظامى حضرت على (ع)
نویسنده : سینا سازمند - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

درآمد
نویسندگان بسیارى درباره ابعاد گوناگون زندگى امام على ـ علیه السلام ـ پژوهش هاى زیادى انجام داده اند. آنان در خلال پژوهش هاى دامنه دارشان (که پایانى نیز براى این گونه پژوهش ها وجود ندارد) از ویژگى هاى منحصر به فرد و پسندیده اى که در وجود آن امام همام متجلى است, پرده برداشته, سپس این ویژگى ها و صفات را با دلایل و شواهد آشکار به صورت کتاب درآورده, فراروى دیده جهانیان گذاردند; به طورى که این کتاب ها در هر کتابخانه اى یافت مى شود.
[در این زمینه], برخى از نویسندگان, درباره شجاعت آن حضرت نگاشتند و برخى درباره عدالت و پایدارى وى سخن راندند; پاره اى از آنها درباره نوع دوستى و عرب بودنش مطالبى به رشته تحریر در آوردند; و دسته اى هم عنان قلم را به سوى زهد حضرت کشاندند[ .این پژوهش ها ادامه یافت] تا آن جا که صفات حمیده و پسندیده اى باقى نماند, مگر این که حضرت, نمونه بارز و برجسته آن به شمار مى رفت.
اما به رغم آن که درباره ایشان آثار فراوانى نگاشته شده, جنبه هاى مهمى در زندگى ایشان همچنان باقى مانده, که به طور کامل مورد بررسى و مداقه قرار نگرفته است; تا توانایى ها, استعدادها, و درک عمیق آن حضرت, در این بعد از زندگیشان را به منصه ظهور برساند. یکى از آن وجوه فراموش شده, فرماندهى و مدیریت و برنامه ریزىهاى جنگى آن حضرت مى باشد.
علت این بى توجهى را مى توان این گونه توجیه کرد که بررسى کنندگان و پژوهشگران زندگى آن حضرت, در این زمینه, آن چنان که شایسته و بایسته است مهارت نداشتند تا در آن توغل کرده, پرده از گنج هاى گرانبهاى آن بر دارند. به این معنا که هر کس بنا بر تخصصى که داشت, پیرامون امام على ـ علیه السلام ـ و موضوع تخصصى خود بررسى و تعمیق کرده, به دنبال آن هم دستاوردها و نظریات نیکو و مهمى را استخراج مى نمود. اما بعد نظامى زندگى حضرت احتیاج به فردى داشت که در این عرصه از تخصص کافى بر خوردار بوده, تا بتواند بحث و بررسى کرده و این جنبه مهم زندگى امام را آشکار نماید; جنبه اى که مالامال از مبارزه و جهاد ایشان در راه دفاع از ارزش هاى اسلامى و انسان دوستانه (حتى تا آخرین روز زندگى شرافتمندانه اش) بود و سرانجام هم جان خود را در این راه فدا کرد.
کتاب هاى تاریخى عربى و اسلامى سرشار از صحنه هاى منحصر به فرد و درخشانى درباره این بعد زندگى امام مى باشد, که سزاوار است به آنها توجه نموده و با زدودن گرد و غبار[ گذشت] زمان, لباس امروزى بر آن پوشانده و به گونه اى عرضه کنیم که هم با ذوق و سلیقه یک فرد نظامى, و هم مطابق با ذوق و سلیقه یک فرد غیرنظامى, سازگارى باشد.
یکى از دلایلى که افراد را از نوشتن درباره این بعد[ مبارزاتى] امام رویگردان کرده است, ممکن است داخلى بودن جنگ هاى حضرت على ـ علیه السلام ـ باشد که کاوش در آن, موجب برانگیخته شدن احساسات و تعصبات عده اى مى شود. اما ما این مطلب را توجیه مناسبى براى بى تفاوتى نسبت به این میراث گرانمایه آکنده از مهارت و خبرگى[ امام على ـ علیه السلام ـ] و مواهب خداوندى نمى دانیم.
هدف ما[ در این مقاله] صرفا پژوهشى است; بدون جانبدارى از فرقه یا گروه یا عقیده اى خاص, و به دور از کاوش در دلایل به وجود آورنده این جنگ ها (که مسلمانان در برابر آن مواضع گوناگونى اتخاذ کرده اند و همچنان جزیى از اسباب اختلاف و تفرقه میان آنان مى باشد).
البته سخن ما نه به این معناست که به طور کلى اسباب و علل به وجود آورنده این جنگ ها (که اسباب و عللى سیاسى است) را به کنارى نهاده ایم; چرا که در صورت کنار گذاشتن این اسباب و علل, مطمئنا به طور کامل موفق به دستیابى یک تحقیق استوار و واقع گرا نخواهیم شد (زیرا اساسا جنگ یکى از ابزارهاى سیاسى, بلکه آخرین وسیله آن است و لذا جزیى از آن به شمار مىآید). در نهایت تلاش ما بر این پایه استوار است که از مطرح کردن دیدگاه ها و موضعگیرىهاى برانگیزنده یا کمک کننده به پیدایش اختلاف و نزاع پرهیز نماییم; زیرا اساسا هدف ما چیزى جز این است.

[اینک] به استراتژى و تاکتیک نظامى حضرت على ـ علیه السلام ـ مى پردازیم.

استراتژى و تاکتیک حضرت على ـ علیه السلام ـ

قدرت امام على ـ علیه السلام ـ و بینش استراتژیکى وى ضمن حرکت عظیم او در رإس نیروهایش از کوفه به صفین کاملا به چشم مى خورد. حضرت از محل تجمع نیروهایش به طور دقیق در منطقه ((نخیله)) (واقع در بیست کیلو مترى جنوب کربلا) تا منطقه صفین, مسافتى[ به طول] حداقل هزار کیلومتر راه را از میان دره ها, دشت ها و بیابان ها با بیش از پنجاه هزار نیرو پشت سر گذارد و این در حالى بود که حضرت خواسته ها و احتیاجات این نیروى عظیم را (با همه تفاصیل آن) در این مسیر طولانى مهیا و آماده کرده بود.
[همانطور که مى دانید] هر یک از دو عامل اطلاعات و امنیت, از مهم ترین پایه هاى موفقیت یک حرکت نظامى مى باشد. این امر هم از دید تیزنگر امام به هیچ وجه پنهان نماند. امام به بررسى زمین (که کلید پیروزى عملیات است) پرداخت و طبق مشخصات آن, برنامه اى تنظیم کرده و آن را به همراه دو عامل فوق الذکر در برابر دیدگان خود قرار داد.
سرزمینى که امام تصمیم به عبور از آن را داشت, از ناحیه غرب هم مرز با صحرایى بایر و بىآب و علف بود, که به سرزمین شام[ پایگاه خلافت معاویه] منتهى مى شد.
امام این احتمال را از نظر دور نکرد که ممکن است دشمن با روى آوردن به شرق, روبه سوى فرات (که البته مستلزم گذشتن از بیابان ها و صحراهاست) با حمله اى سنگین, صفوف نیروها را آشفته کند. از این رو, نیرویى دوازده هزار نفره از سواره نظام را به عنوان پیشرو و طلایه دار جدا ساخته, آنها را به موازات کرانه راست رود فرات همراه با سفارش ها و توصیه هایى روشن, درباره وظایف و روش هاى کارشان راهى کرد. این سفارش ها, بهترین توصیه ها از این دست مى باشد که یک رهبر, خطاب به بخشى از نیروهایش جهت انجام صحیح مإموریت ویژه اشان مى کند.
امام قبل از راهى نمودن این نیروى پیشرو, دسته اى را به فرماندهى مالک اشتر ارسال کرده بود, که از ((مدائن)) سیر خود را آغاز کرده, به موازات رود دجله روبه سوى ((موصل)), ((یعنین)) و ((دارا)) حرکت نموده, سپس با تغییر مسیر به موازات رودخانه ((خابور)) به حرکتشان ادامه داده با عبور از کوه هاى ((سنجار)) به ((عنه)) و ((هیت)) گام بردارند. این کار امام اقدامى بود براى آن که امنیت نیروهاى پیشرو را, که به سوى شمال طى طریق مى کردند, تإمین کند.
بعد از آن که این نیروها در مناطق ((موصل)) و ((الجزیره))(1) و در فرازه جاى فرات حضور یافتند, ارتش امام مى توانست به دور دست ترین منطقه اى که قلمرو حکومت در سمت شمال بدانجا کشیده شده بود برسد. مالک اشتر هم توانست خود را به مناطق ((حران)) و ((رقه)) و ((قرقیسیا)), که معاویه بر آنها حکم مى راند, برساند.
این پیشروى تإثیر زیادى بر روحیه مردم آن مناطق گذاشته, و آنها را از هر گونه اقدام در مخالفت با حکومت[ على ـ علیه السلام ـ] باز داشت.
بقیه نیروها که متشکل از ((قسم اکبر)) (قلب سپاه), ((جنبتین[ ((دو جناح میمنه و میسره (جناحین) یا راست و چپ لشکر] و ((موخره)) یا ((ساقات)) (نیروهایى که پشت سر بقیه نیروها حرکت مى کنند), از میان دو رود دجله و فرات شروع به پیشروى کردند; به طورى که از ((کربلا)) گذشته, رو به سوى ((بابل)) و از آن جا به ((مدائن)) رفتند, ولى سریع آن جا را تخلیه کرده, از تنگه اى که حد فاصل دو رود دجله و فرات است (که شهر بغداد, اکنون در آنجا واقع است) با در پیش گرفتن راه شمال, به سوى شهر ((انبار)) که مشرف بر نهر فرات است به پیشروى خود ادامه داده, بعد از آن به موازات کرانه چپ رود فرات, به طرف ((بهیت)), ((حدیه)) و ((عنه)) حرکت کردند. آنان کرانه راست رود فرات را هم پشت سر گذارده و به طرف ((جزیره)) که عراق را از شام جدا مى کرد گام برداشتند.
برنامه امام این بود که نیروهایش در ((رقه)) به یکدیگر بپیوندند, نیروهایى که به سه بخش تقسیم شده بودند: نخست, لشکر مالک اشتر که حضرت او را به ((موصل)) و ((جزیره)) فرستاده بود; دوم, نیروهاى پیشتاز (خط مقدم) به سرکردگى زیاد بن النضر و شریح بن هانى; و سوم, بخش اعظم سپاه (بخش بزرگ تر) که همان قلب لشکر است و حضرت فرماندهى آن را به عهده داشت.
از دیگر برنامه هاى آن حضرت شکل دادن به دو عامل ((اطلاعات)) و ((امنیت)) و ((کوشش خبرى[ جاسوسى])) (براى به دست آوردن تعداد نفرات دشمن) بوده که[ به خوبى] توانست آن را به مرحله عمل برساند; بدین ترتیب که نیروهاى پیشتاز (مقدمه) و نیروهاى مالک اشتر, هر روز, اطلاعات مفصلى از پستى و بلندى زمین, و گرایش ها و جهت گیرىهاى ساکنان, و نیز چگونگى برخورد آنان, و مواضعشان نسبت به جنگ را براى امام مى فرستادند. علاوه بر آن در سرزمینى که خود تسخیر کرده بودند و در آن پیشروى را آغاز کرده بودند, شروع به تجسس و خبرچینى[ جاسوسى] کردند.
معاویه نیز عده اى را به همین قصد فرستاد; لکن درگیرىهاى محدودى بین نیروهاى مالک اشتر و نیروهاى معاویه رخ داد.
اساسا, برنامه این بود که نیروهاى امام در مناطق شمالى شام در منطقه ((رقه)) (که در برابر دشت پهناور ((حلب)) قرار داشت) حضور بیابند, تا بر ساکنین شهرهاى شمال ((جزیره)) و نیز شهرهاى واقع در طول مرزها, حتى شهر ((حمص)) اثر فراوان بگذارند. رویگردانى تعداد زیادى از شهرنشینان شمال از همکارى با معاویه و پیوستن به ایشان, نتیجه این حضور بود.
علاوه بر این, امام کلیه مقاومت هایى را که در برابر ایشان بود (البته نیروى [خط] مقدم قبلا این گونه مقاومت ها را سامان داده بود, ولى بعدها معاویه به آن دامن زد) بدون درگیرى از بین برد. قابل توجه این که کلیه مناطق فارس تا شرق و شهرهاى جنوبى, حتى ((نجد)) و ((حجاز)), هوادار ایشان بودند. هم چنین سرزمین هاى شمالى واقع در تحت نظر خلافت, همگى فرمانبردار بودند. لذا جناح راست لشکر امام کاملا در امنیت به سر مى برد. هم چنین آب فرات براى خط سیر پیوسته امام از طریق جلگه هاى حاصلخیز و زمین هاى هموار, و به موازات کرانه چپ رود فرات تا سرزمینى که تحت قلمرو دشمن بود (صفین) و بنا بود در آن جنگى آغاز شود (امام این سرزمین را به خاطر نزدیکى با پایگاه فرماندهى[ معاویه در] دمشق انتخاب کرده بود); نوارى امنیتى براى امام و نیروهایش به حساب مىآمد.
[اما درباره خود این جنگ بگوییم]. این جنگ, جنگى فیصله دهنده و تمام کننده بود; چرا که دشمن هرگز براى بازسازى نیروهایش جهت شرکت در جنگى همانند ((صفین)), فرصتى نداشت و اصلا محال بود که بتواند دوباره جنگى آغاز کند...
شایسته است به یک نمونه از راهنمایى ها و دستورات حضرت, خطاب به دو نفر از سران لشکرشان (زیاد بن النضر و هانى بن شریح) نظرى بیفکنیم. حضرت در این مکتوب چنان دستورات دقیقى داده و چنان راهنمایى هاى سودمند و مفیدى کرده, که گویا این مکتوب را فرماندهان نظامى معاصر نگاشته اند. هدف حضرت در این مکتوب وادار کردن لشکریان به اجراى دستورات بود. هم چنین حضرت براى انجام ندادن دستورات (اگر شفاهى باشد), مجال هیچ عذرى براى آنها باقى نگذاشت که بگویند فراموش کردیم.
البته چنان نبود که دستورات و اوامر حضرت جزء موارد واجب الاطاعه در هر موقعیتى باشد, بلکه به آنها این آزادى عمل را داده بود تا احیانا هنگام به وجود آمدن درگیرى محدود و یا حالت وضعیت فوق العاده خود بتوانند آن را حل کنند. لیکن در عین حال, آنان موظف بودند در همان چارچوب کلى که امام براى سرپرستى نیروى پیشتاز (مقدمه) معین کرده بود عمل کنند.
امام هم چنین اختلافى را که میان آن دو (زیاد بن النضر و هانى بن شریح) واقع شده بود, با دید تیزبین خود حل کرد. بدین گونه که آن دو, نامه اى خطاب به امام نوشته و پرسیدند که فرماندهى نیرو به عهده کیست؟ امام هم با نوشتن مکتوبى درجات فرماندهى را به طور واضح بیان کردند. به این صورت که نیروها را به دو بخش تقسیم کرده, براى هر بخش یکى از آن دو نفر را به عنوان فرمانده قراردادند. اما اگر در موقعیتى قرار گرفتند که لشکر نیاز به فرماندهى واحدى داشته باشد (مانند این که هنگام پیشروى با دشمن درگیرى پیدا شود) زیاد بن النضر فرمانده بوده و امور جنگ و مدیریت و رهبرى آن بر عهده باشد; اما اگر دو لشکر از یکدیگر جداشدند هر کدام مسوول بخشى شوند.
این شیوه و اسلوب در این زمان هم در جنگ هاى معاصر دنبال مى شود. بدین صورت که نیرویى (مثلا لشکرى) تحت امر نیرویى دیگر در مىآید (به خاطر تاکتیک جنگى) و دستورات هم تنها خطاب به فرمانده ارشد دو نیرو آمده, و او فرمانده هر دو نیرو مى شود. این نوع فرماندهى هم یکى از انواع فرماندهى ها در عملیات است و آنچه که امام ـ علیه السلام ـ انجام داد کارى بس مهم بود; چرا که اداره کردن عملیات و رهبرى درگیرى و جنگ, تنها یک فرمانده و سرپرست را مى طلبد اگر نیرویى دو فرمانده داشته باشد (البته در آن واحد) قدرت تصمیم گیرى قاطع و واکنش سریع نسبت به حادثه یا وضعیت فوق العاده را از بین مى برد.
بد نیست به ضرب المثل معروفى درباره این موضوع که بین نظامیان معاصر مشهور است اشاره کنیم: ((قائد واحد غیر کفوء خیر من عده قاده إکفإ)); یک فرمانده نالایق بهتراز چند فرمانده لایق است.
امام نامه ذیل را نگاشت(2):
بسم الله الرحمن الرحیم
((از بنده خدا على, امیرالمومنان, به زیاد بن نضر و شریح بن هانى. سلام بر شما. من خداوندى را نزد شما ستایش مى کنم که جز او خدایى نیست.
اما بعد, من ((زیاد بن نضر)) را به سردارى پیشتازان خویش گماشتم و فرماندهى آنها را بدو سپردم و ((شریح)) را نیز فرمانده گروهى دیگر از آن سپاه کردم. اگر دشوارى اوضاع موجب همگامى شما مى شود و هر دو بر آن اتفاق نظر دارید,در این صورت ((زیاد بن نضر)) به سردارى همگان گماشته شده (و فرمانده کل) است و اگر از یکدیگر جدا شدید, آن گاه هر یک از شما فرمانده همان سپاهى است که به او سپرده بودیم.
و بدانید که مقدمه و طلایه داران سپاه, چشمان و دیده بان آنهایند, و دیده بانان طلایه داران, گشتى هاى آنها هستند. پس چون شما از مرزهاى سرزمین خود بیرون رفتید, در اعزام گشتى هاى نوبتى و افرادى که از بیراهه و در پناه درختان و تپه ها از هر سو دیده بانى کنند, ملول نشوید و غفلت نورزید تا دشمن شما را نفریبد و در کمین شما نباشد.
فوج ها[ و دسته ها] را از بام تاشام جز براى تمرین و آمادگى رزمى, به راهپیمایى نکشانید تا اگر دچار حمله اى غافلگیرانه شدید یا اتفاق ناگوارى افتاد, شما پیشاپیش در حالت آماده باش بوده باشید.
و چون بر دشمن در آمدید یا دشمن بر شما در آمد, باید لشکرگاه شما در جاى بلند و مشرف یا دامنه کوه ها یا کنار رودها موضع گرفته باشد تا این موضع گیرى براى شما کمک و جان پناهى باشد. و باید نبرد شما در یک سو یا دو سو باشد[ و چند جبهه با هم نگشایید].
و دیده بانان خود را در بلندى کوه ها و فراز نقاط مشرف و بالاى تپه ها بگمارید که براى شما دیده بانى کنند تا دشمن از جایى که بیم دارید یا از آن[ به خطا] ایمن هستید بر شما نتازد.
از پراکندگى بپرهیزید. اگر جایى فرود آمدید با هم فرود آیید و اگر از جایى کوچیدید با هم به راه افتید. و چون شب فرا رسید و فرود آمدید, نیزه ها و سپرها را گرداگرد لشکر خود حصار دهید و تیراندازانتان را در پناه این سپرها و نیزه ها بگمارید. و چون بر خاستید به همین هیئت برخیزید که غافلگیر نشوید و دستخوش نیرنگ دشمن نگردید; و هیچ گروهى نیستند که گرداگرد لشکر خود شبانه روز سپر و نیزه نهاده باشند جز آن که گویى در دژى پناه گرفته اند.
خود به نگهبانى از لشکر خویش بپردازید و مبادا تا صبحگاه خواب سیرى بچشید مگر اندکى, یا به صورت آب به دهان بردن و برون افکندن (که حالت خواب و بیدار یا چرت زدن است).(3)
سپس باید همه کار و رفتار شما انحصارا متوجه جنگ باشد, تا کار دشمنان را تمام کنید و باید هر روز گزارش و پیک شما نزد من بیاید; زیرا[ هر چند چیزى جز آن که خدا بخواهد نمى شود] من مراقب رد پا و آثار شما هستم.
بر شما واجب است که در جنگ خونسردى و متانت خود را حفظ کنید و از شتابزدگى بپرهیزید, مگر آن که فرصت مغتنمى باشد که عذر و حجتى بر شتاب ورزیدن بدان از پیش داشته باشید. و مبادا آغاز به جنگ کنید مگر آن که دشمن بدان آغاز کند یا فرمان من به شما برسد.))
ان شإ الله
والسلام والاکرام
نیروهاى پیشروى کننده معمولا به بخش هاى ذیل تقسیم مى شوند : (این تقسیم بندى, به هیچ وجه تغییر نکرده و از قدیم الایام و حتى در جنگ هاى معاصر[ براى] نیروهاى پیشتاز (مقدمه) این روش را به کار مى برند; امام ـ علیه السلام ـ نیز در هنگام پیشروى خود به همین اسلوب عمل کرد).
اول, نیروهاى پیشتاز (مقدمه); دوم, بخش اصلى یا قلب لشکر (القسم الاکبر); سوم, نیروهاى جانبى (المجنبات[ :(نیروهاى عمل کننده در اطراف لشکر], چه یکى باشند و چه دوتا (بسته به وضعیت زمین و تهدید دشمن); و بالاخره چهارم, پشتیبان (موخره یا ساقات).
بر هر یک از این چهار بخش[ بنا] بر حجم نیروها و نوع سلاح هایشان عوامل متعددى تإثیر مى گذارند که مهم ترین آنها عبارتند از: وضعیت زمین, قدرت و توانایى دشمن که نیروهایش را در محور پیشروى نیروها متمرکز کرده است, و نوع سلاح هاى دشمن. این عوامل در هر عصر و زمانى, خود را بر این چهار بخش تحمیل مى کنند.
به عنوان مثال : شکل گیرى نیروهاى پیشتاز, برخاسته از وضعیت زمین است, چه کوهستانى باشد چه جلگه اى و چه بیابانى; به همین صورت از حجم نیروهاى تمرکز یافته در محور (در راستاى مانع براى[ پیشتازان] با وارد کردن خسارت[ هر چقدر که ممکن است]) اثر مى پذیرد.
هم چنین نوع تسلیحات دشمن بر حجم نیروها اثر گذاشته آنان را به تهیه تسلیحاتى که باید داشته باشند[ و کمبود دارند] وادار مى سازد. این موضوع به طور آشکارى در جنگ هاى امروزى هم به چشم مى خورد. چرا که مثلا اگر زمین به صورتى باشد که حرکت نوع معینى از نیروها[ و ادوات], مانند زرهپوش ها بر آن به آسانى صورت پذیرد, در این جا نیروى پیشتاز (مقدمه) مى تواند زرهپوش داشته باشد[ و با زرهپوش به سوى نیروهاى دشمن هجوم برد], در حالى که اگر زمین کوهستانى باشد و راه هاى ارتباطى چندانى در آن نباشد, تکیه بر نیروى پیاده خواهد بود[ که به وسیله حیوانات جابه جا مى شوند].
نیز اگر مقاومت نیروى دشمن زیاد باشد, در[ سپاهیان] پیشتاز (مقدمه) هم, نیاز به نیروى بیشترى داریم و یا اگر دشمن اسلحه هاى آتشین سنگین داشته باشد (که در محور یا محورهاى پیشروى نیروها مانعى ایجاد کند),ما هم نیازمند اسلحه اى خواهیم بود که آتشبار ما را تقویت کرده, متناسب با آتشبار آن ها باشد. لذا توپخانه اى سنگین یا نیروى زرهپوش براى ایجاد این توازن لازم است. به جز این که, مخلوطى از این سه عامل (وضعیت زمین, قدرت دشمن و نوع سلاحش) است, که بر تصمیم گیرى نهایى درباره میزان و کیفیت مسلح ساختن نیروى پیشتاز (مقدمه) دخیل مى باشد.
این سه عامل, هم چنین بر شکل گیرى نیروى[ پیشتاز] نیز اثر مى گذارد. همین سه عامل در خلال جنگ هاى گذشته هم در شکل گیرى نیروى پیشتاز(مقدمه) تإثیر مى گذاشته است. مثلا بر نوع نیروها (پیاده نظام یا سواره نظام), یا بر چگونگى مسلح کردن نیروها, همچین بر تهیه زاد و توشه و از این قبیل مسایل, تإثیر گذار است.
توجه شما را به شکل تقسیم بندى نیروى یک لشکر جلب مى کنیم[ مطالبى که قبلا گفته شد].

لشکر پیشتاز (مقدمه)
جناح راست لشکر (مجنبه)
نیروهاى اصلى(القسم الاکبر)
جناح چپ لشکر (مجنبه)
نیروهاى پشتیبان (موخره)


اعراب جاهلى این گونه تقسیم بندى نیروى نظامى را نه در اثنإ پیشروى, نه در بحبوحه جنگ ها[ که ماهیت حمله و گریز داشته, و نیروها را فرسوده مى کرد] نمى دانستند. اما در خلال برخورد و تماس با ارتش هاى دو دولت ((بیزانس)) و ((ایران)) که در هنگام فتح کردن دو سرزمین شام و عراق روى داد, این تقسیم بندى را آموختند.
[ولى مى بینیم] امام على ـ علیه السلام ـ وظایف گروه پیشتازان سپاه را با دقتى بس شگفت انگیز توضیح دادند. این توضیحات و ارشادات را اگر بهتر از جزوات و متون آموزشى دانشکده هاى جنگ (که در ارتش هاى مختلف جهان تدریس مى شود) ندانیم, کمتر از آنها هم نیست.
آن چیزى که وظیفه لشکریان پیشتاز (نیروهاى خط مقدم) است; کسب اطلاعات و جلوگیرى[ از یورش دشمنان] مى باشد. آنان مانند دوربینى هستند که دشمن در آن دیده مى شود. همان طورى که معمول بود [سپاهیان] پیشتاز (مقدمه) دسته کوچکى را جدا کرده, به جلو مى فرستاد که به آن طلیعه[ دیده بان] (پیش قراول) مى گفتند. این دسته عنوان خبرچین[ جاسوس] یا دیده بان لشکریان پیشتاز (مقدمه) به حساب مىآمد که امام هم در همین زمینه فرمود: از فرستادن پیش قراولان در جلوى نیروهاى پیشتاز و فرستادن آنها به جاهاى مختلف خسته و ملول نگردند; چرا که کار طلیعه[ لشکر] (پیش قراول) جستجو و کاوش در دره ها و جنگل ها است.
در نامه امام کلمه ((نقض)) آمده که با توجه به معناى لغویش واقعا بلیغ است. معناى لغوى این کلمه این است که گروهى در روى زمین پخش شوند, کسب خبر کرده, دقت کنند آیا در این راه دشمن وجود دارد یا نه؟ و آیا فلان راه, هراس انگیز هست یا نه؟ نتیجتا دشمن از غافلگیر کردن نیروهاى خودى ناکام شده, از گرفتار شدن یاران خودى در کمینى که دشمن در راه پیشروى لشکر به وجود آورده بود نیز جلوگیرى مى شود.
امام هم چنین دستور دادند که دسته جات[ سپاهیان] پیشتاز (مقدمه) همواره آماده پیکار باشند[ .رمز] آماده بودن آنها در این است که جنگ شکل انفتاحى[ بازکننده معبر] به خود بگیرد; چرا که این شیوه از اتلاف وقت نیروها جلوگیرى مى کند.
اما در حالت پیشروى نیروهاى پیشتاز (مقدمه), معمولا, بیشتر وقت فرمانده براى صادر کردن دستورات گرفته مى شود. به همین علت, باز شدن نیروها به چپ و راست و طرف جلو, دشمن را قادر مى سازد که بعد از وارد کردن ضربه به نیروهاى خودى از معرکه بگریزد. از این رو, پیشروى نیروهاى مقدمه به صورت منفتح (انفتاح نهایى) به نیروهاى خودى این امکان را مى دهد که در برابر حمله ناگهانى دشمن واکنش سریع نشان داده, دشمن را وادار به عقب نشینى کنند; به طورى که تهاجم دشمن بى ثمر شده, حتى کمانى هم از آنها تکان نخورد (یعنى تیرى هم شلیک نشود).
امام هم چنین روش ساختن یک لشکرگاه در فضاى باز و[ نحوه] جاىگیرى در آن را نیز توضیح مى دهد, و این موضوعى است که جزوه هاى آموزش نظامى که در رابطه با آمادگى نیروها در مناطق کوهستانى است, نیز بدان پرداخته اند.
امام هنگامى که نیروهاى خودى به دشمن نزدیک شده اند یا دشمن به نیروهاى خودى نزدیک باشد, خواهان ساخت اردوگاه در مناطق مرتفع یا دامنه کوه ها یا انحناى رودخانه ها مى باشند. در این گونه مناطق براى لشکرگاه, پوششى طبیعى در برابر دیده بانى و هم چنین آتش دشمن (که در قدیم تیر و نیزه بوده) وجود دارد. هم چنین امنیت یکى از جوانب لشکرگاه را هم به طور طبیعى تإمین مى کند. در نتیجه تنها یک یا دو سمت لشکرگاه نیاز به مراقبت پیدا مى کند. این چیزى است, که وضعیت و موقعیت زمین آن را تحمیل مى کند و دشمن را وادار مى کند که تحریکاتش در جهت خاصى باشد.
البته سزاوار است نیرویى که لشکرگاه را در اختیار دارد, گروهى از دیده بانان یا نگهبانان را به مناطق مرتفع مشرف به لشکرگاه فرستاده تا اقدام به دیده بانى نموده از هر گونه حرکت و جابه جایى دشمن کسب خبر کند,[ تا] این عمل دشمن را از شبیخون و تهاجم به نیروهاى داخل اردوگاه که آماده نیستند و هشدارى هم به آنها داده نشده ناکام کند.
مطمئنا باقى ماندن یکپارچگى نیروها, اهمیت بسیار زیادى در زمینه اجراى فرامین و جلوگیرى از حملات دشمن و از کار انداختن کمان هاى آنان دارد. لذا اگر نیروها, گروه گروه شده, هریک از دیگرى, با فاصله, حرکت کنند و بایکدیگر هماهنگ نباشند, یکى بعد از دیگرى در معرض نابودى قرار خواهند گرفت. لذا امام به دو فرمانده [نیروهاى مقدم] (لشکریان پیشتاز) سفارش مى کند که با هم در یک لشکرگاه باشند و در حرکت کردن هم با یکدیگر باشند; چرا که اگر نیروها پراکنده شده, هر یک گروه گروه شوند (چه شب و چه روز) حتما هدف و شکارى آسان براى دشمن خواهند شد.
سپس امام به توصیف لشکرگاهى که نیروها هنگام جابه جایى یا رویارویى با دشمن, قبل از شعله ور شدن آتش جنگ در آن به سر مى برند بر مى گردد, و شروط مهمى را بیان مى کند که اولا مربوط به ساختن لشکرگاه است و در ثانى پیرامون عملکرد[ نیروها] درون لشکرگاه از نظر توزیع اسلحه و تقسیم شدن نیروها مى باشد. جزوه هاى آموزش نظامى (بخش مربوط به آمادگى نیروها) هم بر شرایط معینى در ساختن لشکرگاه تإکید دارند[ که در ذیل مىآید] :
ساختن دیوارى از کیسه هاى شن (یا هر مواد دیگرى که در منطقه باشد) دور تادور لشکرگاه, سپس گماشتن نیروها, و پس[ از آن] گذاردن اسلحه بر بالاى دیوار خارجى آن; چرا که در برخى از لشکرگاه ها که نیروها به مدت زیادى در آن اتراق مى کنند, دیوارى داخلى علاوه بر آن دیوار خارجى ساخته مى شود تا از جنگجویانى که موظف به دفاع از لشکرگاه شده اند, در مقابل آتش خمپاره اندازها پشتیبانى شود. خارج نشدن نیروها شب هنگام از لشکرگاه, استقرار نیروى گشتى و کمین در مسیرهایى که احتمال حرکت دشمن در آن مى رود, اشغال[ و جاىگیرى] در ارتفاعات مشرف به لشکرگاه (که لشکرگاه در پایین آن ساخته شده) و نیز ارتفاعات نزدیک به آن, تا دشمن نتواند از ارتفاعات به عنوان پایگاه هاى آتشبار بر ضد نیروهاى خودى استفاده کند.
امام از هر دو فرمانده مى خواهد که اگر بعد از راه رفتن طولانى, وارد لشکرگاهتان شدید, امنیت اردوگاهتان را تإمین کنید. به این صورت که جنگجویان با فرو بردن نیزه ها و سپرهایشان در زمین, نزدیک به هم, دیوارى دفاعى را شکل دهند, و کمانداران پشت آن ایستاده و کاملا آماده براى نشانه رفتن آتش هایشان[ تیرهایشان] به طرف دشمن باشند (هنگامى که از دور حرکتى از دشمن به چشم مى خورد). امام این لشکرگاه را که به صورت فوق ساخته شده به قلعه و دژى تشبیه مى کند که افراد داخل آن,نیرو و توانایى براى رفع شبیخون و حرکت ویرانگرانه دشمن را دارند.
اسکندر مقدونى در ساختن این گونه دیوارها (هنگامى که مى خواست در فضایى باز لشکرگاهى بسازد), از چوب درختان استفاده مى کرد. وى درختان را قطع مى کرد, سرهایشان را مى تراشید; تا راحت کوبیده شده در زمین فرو رود. و چون مناطقى که اسکندر در آن گام مى نهاد, بیشه زار یا مناطقى پر درخت بود و هم چنین چون که زمین اروپا تماما پوشیده از جنگل هاى انبوه و فراوان بود از این رو, وى به طور سیستماتیک از این درختان براى ساختن لشکرگاه استفاده مى نمود.
اما مناطقى که امام از آن عبور کرده یا زندگى مى کرد, آن قدر داراى درخت نبود که از آنها بتوان براى ساختن لشکرگاه ها استفاده کرد. لذا امام براى ساختن لشکرگاه, دستور به استفاده از نیزه ها و زره ها مى داد و اگر امام در میان مناطق جنگلى و بیشه زارها عبور مى کرد, به جاى استفاده ازنیزه ها و سپرهاى جنگجویانش, براى ساختن لشکرگاه از درخت ها استفاده مى نمود و نیزه ها و سپرها را به نیروهایش مى داد تاهنگام آغاز جنگ با هجوم دشمن به لشکرگاه[ ساخته شده در فضاى باز] استفاده شود.
امام به کار و وظیفه مهم فرماندهان در آن موقعیت ها; یعنى شب بیدارى جهت امنیت و حفاظت نیروها مى پردازد و به فرمانده[ سپاهیان] پیشتاز (مقدمه) دستور مى دهد که شخصا بر اقدامات و تدابیر امنیتى نظارت داشته, بر حسن اجراى آن مطمئن شوند; و این میسر نمى گردد مگر این که هر دو, هر شب, بیدار بوده و به کلیه نقاط لشکر مانند دیده بانى و نگهبانى سرکشى کنند. حضرت به آنان یادآور شد که جز اندکى نخوابند[ ((و لاتذوقوا النوم الا غرارا إو مضمضه)); مخوابید جز اندک, یا لختى بخوابید و لختى بیدار مانید.(](4 تا بتوانند به حالات فوق العاده و اضطرارى سریعا رسیدگى کنند. هم چنین به آن دو فرمود : بر طبق دستورى که دادم, همچنان باقى باشید; تا این که به نیروهاى دشمن برخورد نمایید.
امام بعد از این که شیوه صحیح آماده باش بودن, جا به جا شدن و تحرک نیروها را بیان مى کند, به وظیفه اساسى نیروها مى پردازد. وى به فرماندهان نیروى مقدمه دستور مى دهد هر روز براى او گزارشى ارسال نمایند (که امروزه به این گونه گزارش ها, گزارش ضد اطلاعات گفته مى شود), که این گزارش ها بایستى حاوى اطلاعاتى دقیق و مفصل از موقعیت دشمن, زمین, آب و هوا و از قلب لشکر نیز (که حرکت آن به دنبال نیروى مقدمه است) باشد.در جزوه هاى آموزشى دانشکده جنگ هم, وظایف نیروى پیشتاز (مقدمه) به صورت نزدیک به آنچه امام بیان نموده, آمده است.
پس فرمان هاى امام و جزوه هاى نظامى دو وظیفه اساسى را ثابت مى کنند که آن دو عبارتند از : کسب خبر از دشمن و درگیرى با آنان در هنگام ضرورت. زیرا نیروى پیشتاز, نیروى کمى هستند, و تاب و توان کارزار بلند مدت را ندارند. هم چنین[ توان] ورود به جنگ هاى سخت, آن هم با نیروهاى دشمن که از آنها پر تعدادتر بوده و سلاح قوىترى هم داشته باشد (مخصوصا اگر نیروى دشمنى که با نیروى خودى درگیر شده قلب, یا جزء اکبر نیروهاى دشمن باشد) را ندارند.
امام, در این جا حالات و شرایطى که نیروى مقدمه در آن وادار به جنگیدن مى شود را بیان مى کند که اولا نیروها با تإنى و اندیشه وارد کارزار شوند. این مسإله مهمى است که باید نیروى پیشتاز (مقدمه) متوجه آن بوده و آن را همیشه مد نظر داشته باشد.
لذا وارد جنگ نشوند مگر این که خود را قادر به جنگیدن ببینند و شرایط آن چنان مساعد باشد که پیروزى تضمین شده باشد.
هم چنین امام در وضعیت ها و شرایط دیگرى غیر از وضعیت قبلى, سفارش به عدم درگیرى مى کند مگر این که دشمن درگیرى را آغاز کند, یا خود حضرت شخصا براى فرماندهان نیروها, دستورى صادر کنند.
آنچه گذشت, درنگى گذرا در پاره اى از متونى بود که ناظر به روش هاى نظامى حضرت است; روش هایى که حضرت در جنگ با دشمنانش به کار مى برد. ما نیز فرامین نظامى حضرت را با آخرین و جدیدترین تئورىهاى نظامى مورد تدریس در دانشکده هاى جنگى در زمینه تاکتیک مورد استفاده در جنگ, حالت آماده باش, پیشروى نیروها و مشخص کردن نقش نیروها, مقایسه کردیم, نتیجه اولیه اى که آشکار شد این بود که امام ـ علیه السلام ـ در برنامه ریزى جنگى (با همه اشکال و انواع مختلف آن), یدى طولى داشته اند.
اینک این پژوهش را خدمت شما تقدیم مى داریم و امیدواریم که خداوند بارى تعالى, ما را در پایان رساندن پژوهشى همه جانبه از زندگى امام یارى دهد.
والسلام والاعزاز
1ـ جزیره منطقه شمالى بین النهرین, بین دجله و فرات (مترجم).
2ـ ترجمه نامه حضرت على ـ علیه السلام ـ از کتاب پیکار صفین, اثر نصر بن مزاحم منقرى, به تصحیح و شرح عبدالسلام محمد هارون و به ترجمه روان پیروز اتابکى, از منشورات شرکت انتشارات علمى فرهنگى (انقلاب اسلامى سابق) اقتباس شده و بدون هیچ دخل و تصرفى در این جا نقل شده است(مترجم).
3ـ عبارت عربى چنین است: ((و ایاکما إن تذوق نوما حتى تصبحا الا غرارا إو مضمضه)); در اللسان آمده است: این که براى خواب فعل چشیدن را به کار برده یعنى نباید به خواب سنگین روند, همان گونه که در مضمضه فقط آب را به دهان مى برند و بیرون مى ریزند و تنها به زبان مى چشند ولى نمى نوشند و به گلو فرو نمى برند.
4ـ مإخوذ از نامه یازدهم نهج البلاغه, ترجمه استاد سید جعفر شهیدى (مترجم).
........................................................................................................
مترجم: على زاهدپور
منبع :

میلیتاری


 
comment نظرات ()
 
 
سوخو 33 فلنکر ناونشین
نویسنده : سینا سازمند - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
 


سوخو 33 جنگنده ناوپرواز روسی است که در ناتو به Flanker-D شهرت دارد و پروژه ساخت آن در سال 1982 در شرکت سوخو کلید خورد. این هواپیما را باید یکی از نمونه های بهینه سازی شده Su-27 دانست که حتی در ابتدا به Su-27Kنامگذاری شده بود . مهمترین تفاوت های این جنگنده با Su-27قابیلت پرواز و فرود بر عرشه ناو هواپیمابر و همچنین قابلیت سوختگیری هوایی است.
پروژه طراحی Su-33 به عنوان یک جنگنده مستقل به طور جدی از سال 1984 در دفتر طراحی و تست شرکت سوخو آغاز شد . طرح اولیه در نوامبر سال 1984 آماده شد و با اضافه شدن جزییات آن در سال 1985 نهایی شد.اولین پرواز این جنگنده در می سال 19855 بود و در سال 1994 بعد از فروپاشی شوروی به تعداد 24 فروند تحویل نیروی دریایی روسیه شد تا بر روی عرشه ناو هواپیمابر Admiral Kuznetsov قرار بگیرد.



در مرحله تست این هواپیما بیش از 400 بار عملیات فرود . برخاست از روی عرشه شبیه سازی شده ناو انجام شد تا این اطمینان حاصل شود که در هنگام فرود یا برخاست از روی عرشه ناو واقعی مشکلی پیش نخواهد آمد. در این 400 بار تنها یک مورد تصادف با خسارت جزیی گزارش شد که به علت وزش باد شدید و عدم تعادل در هنگام فرود رخ داد و به جنگنده نیز آسیب چندانی وارد نشد. پرواز این جنگنده توسط خلبانان MiG-29K انجام میشد که آن نیزیک جنگنده ناوپرواز بود. این خلبانان در مجموع Su-33 را بهتر از MiG-29K میدانستند و تنها عیب آن را در سیستم تثبیت کننده آن عنوان میکردند که هنگام فرود وظیفه ایجاد تعادل را بر عهده داشت که این مشکل نیز بعدها مرتفع شد.
البته با شروع پروازهای عملیاتی نیروی دریایی متوجه شد که این هواپیما آنقدرها هم که در آزمایش ها نشان میداد بی عیب و نقص نیست و علی رغم کاهش طول آن نسبت به Su-27 هنوز هم نمیتوانست به خوبی وارد آشیانه شده و در آنجا ثابت شود که این مورد با به کار بردن گیره های مخصوص و فشرده کردن ارابه های فرود در هنگام ورود به آشیانه برطرف شد. مشکل دیگر در سیستم خنک کننده نازل ها بود که چون در تمام آزمایشات در هنگام پرواز اگزوز نازل در زاویه 60 درجه تنظیم میشد اما به وجود آمدن یک اشکال باعث شد که زاویه اگزوزها به 45 درجه تغییر یابد که لوله های انتقال آب در این زاویه تحت فشاز زیادی قرار میگرفتند که رفع این مشکلات نیز زمانی در حدود چند روز را به خود مشغول کرد.




در سوخو 33 بر خلاف نمونه های آمریکایی مثل F-14 از سکوی پرش موسوم به سکوی اسکی به جای سیستم های پرتاب فنری در هنگام برخاست هواپیما استفاده میشود. این کار دو حسن دارد یکی اینکه از فشار زیادی که پرتاب کننده های فنری به هواپیما وارد میکنند جلوگیری میشود و دیگر اینکه هواپیما از نرخ اوج گیری بیشتری برخوردار خواهد شد اما در این حالت Su-33 نمیتواند با حداکثر ظرفیت بارگیری خود پرواز کند.
باله های کانارد این هواپیما برای تطبیق با پرواز از باندهای کوتاه و همچنین افزایش قابلیت مانورپذیری بهینه سازی شده اند اما برای رسیدن به حداکثر کارایی طراحان مجبور شدند بخش هایی از دماغه را نیز مجددا طراحی کنند تا جریان هوا بهتر عبور کند. این کاناردهای پیشرفته سرعت فرود بر روی عرشه را 50 درصد کاهش میدهند و بدین ترتیب جنگنده فرود امن تری خواهد داشت همچنین در هنگام شکستن دیوار صوتی باعث پایداری بیشتر هواپیما خواهند شد.سطح بالهای هواپیما نیز افزایش یافته است هرچند که طول آنها تغییری نکرده ، سطح این بالها با لایه ای پوشانده شده تا مقاومت آن در مقابل فشار بیشتر شود. دم عمودی جنگنده نیز کاهش طول داشته است تا بتواند به راحتی وارد آشیانه های تنگ ناو هواپیمابر شود. همینطور برای این منظور آنتن رادار عقب هواپیما در فاصله بین دم های عمودی نیز کوتاه تر شده. سیستم شناسایی و رهگیری مادون قرمز Su-33 نیز مجددا طراحی شده و با تغییر مکان توانسته محدوده بیشتری را پوشش دهد. همچنین لوله L شکل برای سوخت گیری هوایی نیز در این جنگنده نصب شده است تا برد آن افزایش یابد.



به موشک های هدایت شونده Kh-25MP, Kh-31 و Kh-41 مجهز شده است همچنین موشک های R-27EM هم به این جنگنده قابلیت نبردهای ضدکشتی را داده است. سوخو 33 به همان خوبی که در نبردهای روزانه حاضر میشود در نبرهای شبانه نیز از پس انجام ماموریت ها بر می آید و میتواند با کمک مرکز فرماندهی ناو عملیات خود را انجام دهد. علاوه بر نبردهای هوایی ماموریت این جنگنده به شناسایی و انهدام سیستم های ضدزیردریایی ، آواکس ، هواپیماهای ترابری ، سایت های موشکی ضدکشتی ، وسایل دوزیست آبی خاکی و قایق های شناسایی و مین ریز دشمن نیز گسترش می یابد.




شرکت روسی Rosoboronexport با عقد قراردادی با چین فروش حداکثر 50 فروند از این هواپیما را به ارزش 5.2 میلیارد دلار نهایی کرده است و برای این منظور دو فروند Su-33 را به چین تحویل داده تا با انجام آزمایش های مربوط تقاضای نهایی برای خرید بین 12 تا 48 فروند باقی مانده را تسلیم مقامات روسی کند و بدین ترتیب مشکل هواپیماهای ناوپرواز خود را مرتفع گرداند. این قرارداد در سال 2006 و در جریان نمایشگاه هوایی زوهای بسته شد و قرار بود از سال 2007 تحویل تحویل این جنگنده ها به چین آغاز شود اما نگرانی از کپی کاری چینی ها از این هواپیما و صادر کردن آن روسها را از این تصمیم منصرف کرد مضاف بر اینکه چینی ها سابقه این کار را نیز داشتند و سابق بر این جنگنده MIG 21 را تحت عنوان J-7 و اخیرا Su-27 را تحت عنوانJ-11 تولید کرده اند. از آنجا که چینی ها به این جنگنده ها نیاز داشتند راضی شدند تا هواپیما های J-11 خود را تحت لیسانس روسیه و با نام Su-27 تولید کنند و بدین ترتیب روسیه از آغاز سال 2009 تحویل این هواپیماها را به چین آغاز کرد. همچنین باید به این نکته اشاره کرد که علاوه بر روسیه و چین کشور اوکراین نیز تعدادی از این جنگنده را در اختیار دارد.




مشخصات Su-33
خدمه : 1 نفر
طول : 21.94 متر
فاصله نوک دو بال : 14.7 متر
ارتفاع : 5.93 متر
وزن خالی : 18.4 تن
حداکثر وزن هنگام پرواز : 33 تن
پیشرانه : دو موتور توربوفن AL-31F با اگزوز برداری
سرعت : 2.17 ماخ در ارتفاع 10000 متری
سرعت واماندگی : 240 کیلومتر بر ساعت
برد : 3000 کیلومتر
سقف پرواز : 17000 متر

تسلیحات :
یک مسلسل 30 میلیمتری با نواخت 150 گلوله در دقیقه
بیش از 6.5 تن انواع مهمات در 12 مقر خارج بدنه شامل :
موشک های هوا به هوای R-27 و R-73
انواع بمب ها و راکت ها و بمب های آتش زا

هواپیماهای مشابه :
F-18هورنت و سوپر هورنت
یوروفایتر تایفون
رافال
J-8
F-15
F-14

منبع:
میلیتاری

 
comment نظرات ()